همانطور که قبلا خدمتتون عرض کردم، حکمت حقیقی نوریست که خداوند متعال به واسطه اون در نتیجه عمل  به حکمت نظری به انسان عطا میکنه. با توجه به مباحث قبل به چند تا از ویژگیهای این نور اشاره میکنم: ضد هوا و هوس و هر اندازه قلب از اون بیشتر پرتو بگیره، به همون اندازه از هوا دور و شهوت ضعیف میشه تا جایی که از اون چیزی باقی نمی مونه و عقل زنده شده و زمینه برای انجام اعمال زشت در انسان از بین میره. اینجاست که حکمت با عصمت همراه میشه ( امام علی(ع) : حکمت، عصمت است و عصمت، نعمت.) در این حال تمام ویژگیهای یه حکیم و دانشمند حقیقی در انسان نمود پیدا میکنه ودر اوج این ویژگیهاست که آدمی به نفس خود و پروردگارش عارف و به هدف اعلای انسانیت میرسه و این هدف چیزی نیست مگر همان لقاء الله!!! در این مرتبه است که قلب انسان از هر چه فانیست قطع علاقه میکنه و به عالم بقا پیوند می خوره. بلی سرآغاز این حکمت، ترک لذتهاست و پایان آن نفرت از امور فانی. با این توضیحات برای ما روشن میشه که چرا خداوند کالای دنیوی رو بی ارزش و حکمت رو خیر کثیر معرفی میکنه: " به هر کس خواهد، حکمت بخشد، به هر کس حکمت داده شود، قطعا خیر کثیری به او داده شده است."

" عمران بن اعین می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: گفته خدای عزوجل" بی گمان به خاندان ابراهیم کتاب دادیم" چه معنایی دارد؟ پاسخ داد: منظور نبوت است. گفتم:" حکمت" ؟ فرمود: فهم و داوری .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
آووووووووووووووووووووووووووووووه
مخم ترکید بابا کوتاه بیاین تو رو خدا ...
شوخی که نکردم ، اما خواهشاْ یطوری بنویسیم ما هم بتونیم چیزی بفهمیم ( همون تا آب پاش بیشتر نباشه) ممنون - از طرف من