بسمه تعالی
پروردگارا ! بر محمد و خاندانش درود بفرست و شیطان را به جای ما ، به بعضی از دشمنانت مشغول ساز و ما را با عنایت خوب خود از شر او حفظ کن و مکر او را از ما دور دار و کاری کن که به ما پشت کند و نشان و رد پایی از او باقی نماند .(صحیفه سجادیه دعای 17 بند چهارم)
مگر غیر از اینه که هر مسلمانی باید به فرموده پیامبر گرامی اسلام (ص) :به حساب خود برسد قبل از اینکه به حسابش رسیدگی کنند .
من هم که این روایت رو شنیدم تصمیم گرفتم ، حساب اعمالم رو رسیدگی کنم و ببینم آیا رد پایی از شیطان در زندگیم میبینم یا خیر ؟؟؟
از شب گذشته شروع میکنم ، که به عالم و آدم سپردم منو برای نماز بیدار کنن، ساعتم رو کوک کردم به امید اینکه اول وقت بیدار بشم .
نوای موذن زاده اردبیلی ، وقت نماز رو اعلام کرد ، اما مگه تنبلی یا بهتره بگم نجوای شیطان توی گوشم گذاشت به فضیلت نماز اول وقت برسم . ساعت رو خاموش کردم وزیر بالشم گذاشتم (اولین رد پایی که امروز تو زندگیم پیدا شد ) .
باچه مصیبتی مادر منو بیدار کرد ، مگه خودت نگفتی نماز اول وقت و...
خلاصه بعد از غرولند با مادر واز دست دادن وقت نماز ،رفتم برای وضو ... یک بار ، دوبار ، آب روی دستم ریختم ، معلوم نیست آرنجم خیس شده یا نه ،شاید خیس نشده ، اگه نشده باشه چی ؟ وضوم اشکال داره ؟ یک بار دیگه ....و تا چند بار .(آیا این وسواس در وضو چیزی جز رد پای شیطان هست یانه؟!!!)
با اینکه آفتاب در اومده به نماز ایستادم ، ودر حین نماز کارهایی رو که باید امروز انجام می دادم مرور کردم ، باید برم مصاحبه ، تمیزو مرتب وخوشبو ، یادم اومد خانم منشی گفت قرار ملاقات ساعت دهه ، بهتره یه نیم ساعت یه ساعتی زودتر برم ، زشته اگه دیر برسم ، ممکنه قرار ملاقاتم رو بدن به یکی دیگه .... اوه لباسم کجا کثیف شده ؟!!!!
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته (به قول پیامبر (ص) نماز رو مثل کلاغی خوندم که نوک به زمین میزنه )یا به فرموده مولا علی (ع) چه بسیار شب زنده داران و نماز گذارانی که از قیام وقعود خود چیزی جز رنج وتعب بهره ای ندارند .
از نماز که راحت شدم ، بعد از این همه سرعت که کرنومتر هم از شمارشش عاجزه ،خسته شدم و خوردن صبحانه بدون بسم الله ... که این هم یکی دیگه از ردپاهای شیطان هست با عجله خودم رو به ایستگاه اتوبوس رسوندم .
عجب صفی ! یکم جازدن و حق دیگران رو ضایع کردن ومثل مرغ سر کنده پریدن توی اتوبوس ،به هر قیمتی شده جایی برای نشستن پیدا کردن و....خدایا چه ررررررررررررررردددددددددددددد پایی زبونم بند اومد .
نیم ساعت قبل از قرار ملاقات رسیدم ، تر و تمیز مرتب و اتو کشیده ، بوی عطرو ادکلنی که به سرو صورت زدم ، فضا رو پر کرده ، بعد از نیم ساعت و اندی شایدم بیشتر ، اجازه ملاقات صادر شد وبا خشوع و تواضع ورعایت کامل ادب وارد اتاق شدم ، بعد از سلام سراپا گوش بودم تا جواب سوالات رو مو به مو عرض کنم ............
الان که دارم تنها به حساب یک روزم می رسم از خودم بدم میاد ، تا حالا چقدر برای نماز انتظار کشیدم ، که امروز اینقدر پشت در اتاق منتظر موندم .
یکی نیست به من بگه کجا ردپایی از شیطون تو زندگیت نیست ؟؟؟همه جا که رد پای این موجود پلیده پس رد پای خدا کجاست !!!!!!!!!!!!!!!
خدایی که روزی پنج مرتبه دعوتم میکنه تا بهش عرض حاجت کنم ، کی سر وقت رسیدم و مرتب و اتو کشیده بودم .
من کجای کارم خدایا تو چقدر به من نزدیکی ، اما این منم که از تو دورم خدایاااااااااااا .
دیگه خجالت میکشم مطلب رو ادامه بدم ، همینطور که مطلب رو با دعای امام سجاد (ع) شروع کردم با دعای خودش وبه خودش قسم میدم خدا رو که ما رو از شر شیطان حفظ کنه و مکر او رو از ما دور کنه که به ما پشت کنه و نشان و رد پایی از او باقی نمونه .
آمین یا رب العالمین