می خوام ادامه بجثم رو بنویسم. اما چون زیاد وقت نداشتم و از طرفی هم قول دادم ، همین یه مقدار رو ازم قبول کنین تا انشاالله ادامه مطلب رو در نوبت بعدی و با صبر و حوصله بیشتر نویسم و شما هم دقیق تر بخونیم. (البته همین رو هم زیادی با دقت بخونین)
داشتیم از زنان می گفتیم و از نوشته های در کتب، در مورد زنان. اونهائی که گفتم یه بخشش بود و اینها بخش دیگری . اینها با هم متفاوت دارن اما در مقابل هم نیستن. با هم فرق دارن اما در تضاد نیستن. هر کدام یک جایگاه را توصیف میکنن اما هم دو یکی هستن. و اما اون بعضی دیگر در کتب شون چنین می نویسن: 
" زن پلکانی است برای بالا رفتن مردش ، کودکانش
آنها نمیدانند صاحب خانه حقیقی در عالم زن است
این زن است که در خانه سفره دانائی می اندازد و توانائی جمع میکند
طعام عشق طبخ مینماید و از کوزه آگاهی و نور، طفلانش را سیراب میکند
با اشک چشم خود، نجاست هر چه بد دلی و گناه در فضای خانه را شست و شوی می دهد و بدیها را می روبد.
زیبائی ها را برق می اندازد و با انگشتان محبت گره از مشکلات میگشاید
از اوست که دیدارهای ارحام تازه می گردد، خانه ها آباد می شود و کوچه ها پر رهرو
اگر زن نبود بد برهوتی بود این زمین ، بد رنگی داشت دریاها، بد شمایلی پیدا می کردند کوه ها و جنگل ها... "
این داستان همچنان ادامه خواهد داشت (انشاالله)