با دستهای کثیف نمیشه کارهای تمیز انجام داد...
ميخوام واستون يه چيزايي رو بگم كه فقط بايد برين دنبالش، بدونين و البتا عمل كنين...و اين خودش ميتونه راهي باشه برا تميز كردن يه گوشه اي از كثيفيهاي دستامون... اگه يادتون باشه آخراي مطلب قبل يه اشاره اي از تعليم شده بود، حالا ميخوام يه خورده اي در موردش بحث كنيم...آيا تا به حال به شيوه تعليم فكر كردين؟؟؟
*شيوه تعليم چيزي نيست جزعاشق شدن.آدم وقتي عاشق شد باسواد ميشه... چرا؟ چون تفكرش در زمينه هاي مختلف بيشتر ميشه. ميره دنبال هنر ... چرا؟ چون ميخواد باسواد بودنشو به بقيه نشون بده، دائم رو خودش كار ميكنه... عشق آدم رو به منتهاي كمال ميرسونه.*فقط كافيه نيت كني: من ميخوام خودم رو مايه خير و بركت كنم، اون موقعست كه همه بركتها مياد پيش شما... تنها راه شاد شدن يه چيزه: نيت كني من ميخوام شادي توليد كنم، كل شادي عالمو ميدن به شما ميگن برو توزيعش كن.وقتي آدم عاشق شد عالم ميشه، هنرمند ميشه... سعي ميكنه به ديگران هديه بده، نقاشي اي، شعري...با خودش فكر ميكنه : كار بدم نكنم كه يه وقتي كسي از من دلسرد بشه!!( اين يعني احساس وظيفه كردن ). علم سرچشمه همه بركتهاست!!! تا به حال به رابطه علم با دين فكر كردين؟ اگه قرآنو خوب بخونيم متوجه ميشيم كه درون اين كتاب يه خبريه!! و اگه علم به اين خبر پيداكنيم ديندار ميشيم! اصل دين هم دريافت و ايمان آوردن به خبريست كه پيامبر آورده..خبر چيه؟ اينه: آي ايهاالناس يك منبع قدرت در عالم هست، يك منبع رزق و روزي در عالم هست، او شمارو عبث و بيهوده نيافريده.*اخلاق هم همون علمه. وقتي شما خوب فهميدين كه حقيقت اين عمل چيه، ميفهمي اون عمل خوب هست يا نيست.مثلا *خشم از جهل سرچشمه ميگيره، هر وقت آدم عصباني ميشه جاهله.يه چيزي هست كه بايد بدونه و نميدونه! اگه اينو بدونيم كه هركسي داراي ژنتيك و وراثت خاص خودشه كه بعضي مسائل اين عالم هم روش تاثير گذاشته و اينا باعث رفتارشون شده، هيچ وقت از دست اون نفر عصباني نميشيم. آدم هر چي علمش بيشتر بشه خلقش بهتر ميشه!!چرا خدا همه رو ميتونه ببخشه؟ چون همه چيزو ميدونه.* كينه يعني چي؟ يعني اينكه من دلم ميخواد(اين نفس ماست ) اين آدمو نابودش بكنم، كه چرا اين اومده همچين كار بدي رو انجام داده؟؟ در صورتيكه اون كار بدش مصيبتيست كه بر او وارد شده!!! در ثاني اگه ميتوني اونو از اين بلا نجاتش بده.بدي رو بيا با خوبي دفعش كن.*حسد چيه؟ اگه بدوني حسد نمي كني! حسد يعني من كمم!!!هر وقت احساس حسادت كردي برو زياد شو، انسان با زياد شدن يه قدم بيشتر فاصله نداره، اگه خوب شدي زياد ميشي.آدم خوب با تمام خوبان عالم برابره.خوب شدن فقط يه نيته، يه همته، يه نيت درست و حسابي بكن، از همه خوباي عالمم خوبتر ميشي و به اين ميگن ثروت! بنابراين تمام صفات بد ( حرص، تكبر، عجب و...) از جهله برو علمتو زياد كن...بدان و آگاه باش... *رابطه علم با هنرفكر ميكنين چيه؟؟ هنر يعني دانستن. يعني هر وقت دونستي چي با چي تناسب داره، چي با چي تناسب نداره، اين با اون ارتباط داره، اين با اين تقارن داره، اين با اون توازن نداره...اون موقع هنرمند ميشي. بيشتر بي هنريها به خاطر اينه كه نميدوني!!! پس هر قدر انسان از تناسبات عالم و هارموني عالم دانايي كسب كنه، هنرش بيشتر ميشه. با اين تفاسير باز هم ميگيم با اين دستاي كثيف نميشه كاراي تميز انجام داد... بريم اول علممون رو در رابطه با هر چيزي که سبب آلودگی دستامونو فراهم میاره رو زيادش بكنيم، بعد به فكر ارائه دادن يه كار خوب و ايده ال با این دستا باشيم... تا بعد...