خدایا کمکم کن دستام تمیز بشن...
خداي من ... آره همه ميدونن تو خيلي خوبي... تو بزرگواري... تو رحماني، تو... منم خيلي دوست دارم. خيلي خيليم دوست دارم.آخه مگه جز تو كس ديگه اي رو هم دارم... درسته خونواده هست اما تو... تو فرق داري!!! من الان دوران جوونيمه، درسته! بايد و البته وظيفه منه كه با كار و تلاش شبانه روزي، خودم رو رشد و پرورش بدم آخه آينده من به همين همت و پشتكار الانم بستگي داره. مگه نميخوام بهترين باشم؟؟ مگه نميخوام با پيشرفت علم، پيشرفت داشته باشم؟؟مگه نميخوام امام زمانم از من راضي باشه؟؟ مگه نه اينكه رهبرمون گفتن: جووناي ما چشمه هاي جوشان نيرو و استعدادن، موتور يه جامعه... مگه نگفته اگه ميخواين قدردان جوونيتون باشين از صفا و نورانيت و ناآلودگي طبيعيتون استفاده كنين و خودتونو تو زمينه هاي اخلاق و تزكيه پيش ببرين...!!! نگاه ميكنم در وجود خودم، واقعا كجاي كارم؟؟!!! باز اومده فصل امتحان... اما نه تنها امتحان درس و دانشگاه... تو عمق وجودي همين خود امتحان(درس و دانشگاه)، امتحانات زيادي هست.تصميم خودمو گرفتم. ميخوام حسابي حواسمو جمع كنم! يه ضرب المثلي هست ميگه هر وقت ماهي رو از آب بگيري تازست، اينو بدونم هيچ وقت برا شروعي دوباره دير نيست! با نماز ميخوام شروع كنم.آخه نماز سر وقت گفتن اذن الهيه، يعني خدا جون بهت احترام ميذارم، ادب ميذارم و با اقتدا كردن به امام زمانم نمازمو ميخونم تا... تا با برداشتن اولين گام مثبت در راه هدفم، راه رو برام هموار كني.ميدوني خداجون، بعد نمازم سعي دارم دو سه آيه قرآن انتخاب كنم در موردش در حد ده دقيقه تفكر كنم چون مطمئنا ذهنو آماده ميكنه واسه درس خوندن.تازشم برنامه ريزي اين دفه با قبل فرق داره... ميدوني چرا؟ چون شروعشو نذاشتم برا شنبه، از همين الان الان ميخوام كتاب رو بگيرم تو دستمو يا علي بگم... وقتاي استراحتم رو هم ميذارم برا كمك به مامان تو كار خونه،(غذا درست كردن خودش يه نوع تفريحه)! اينطوري اونم از خودم راضي نگهش داشتم.داش كوچيكه هم كه از وقتي با زبون خوش دارم بدي كاراشوبهش توضيح ميدم، آروم تره و بيشتر وقتا ميبينم نشسته و داره در مورد چيزايي كه گفتم، فك ميكنه( آخه از سوالايي كه ميپرسه متوجه ام...) بچه ست ديگه و موقع جنب و جوشش، اما بايد طوري باهاش برخورد كنم كه خودش بتونه تصميم بگيره و كار خوب و از بد تميز بده... بابامم كه بنده خدا كار به جايي نداره، خدا خيرش بده... خيلي احساس خوبي دارم خدا جون. احساس ميكنم خوشبخت ترين آدم روي زمينم! راستي الان بابا صدا زد اگه كار نداري برام آب بيار، برم يه ليوان آب بدم دستش... خدا جون دوست دارم ...
خدانگهدار