چرا من نماز میخونم؟ تو چرا نماز میخونی؟ اصلا ما چرا نماز میخونیم؟؟؟

صبح با زور و زحمت فراوون, برا اینکه صدای بلند شو بلند شو بابام به داد وفریاد تبدیل نشه...

تازه بیدارم که میشم باز ماتم دارم واسه وضو گرفتن که آبو میریزم رو صورتم طوری باشه که یه وقتی خواب از سرم نپره ... بعدم یه نماز دو ثانیه ای و شیرجه زدن تو رختخواب...

نمازای دیگه هم همینطور... اصلا خدا به همچین عملی به این شکل, از جانب من نیاز داره؟؟!!

انتظار چه نتیجه ای رو از این نمازمیتونم داشته باشم!؟ آیا تفاوتی بین من و اونی که بی خیال نماز شده هست؟

همون کارای اشتباهی رو که اون داره انجام میده منم انجام میدم, اونوقت ادعام میشه که من نماز خونم...

 برو بابا خودتو جمش کن...

 اما نه, نمیشه نماز نخوند. آخه من بچه مسلمونم, توی یه کشور اسلامی به دنیا اومدم! باید یه فرقی باشه بین من واون فرد کافر...؟؟ آیا با توجه به همین یه مورد, هیچ مسئولیتی به گردن من نیست؟

البته اگه میتونی یه بار دیگه به دنیا بیا. اما یه جور دیگه: نذار تو گوشت اذان بگن... نذار از همون کوچیکی که چیزی حالیت نیس خوب و بد دنیا رو یادت بدن... میتونی یه کاری بکن فطرت خداجو بودنت هنگ کنه و اصلا کار نکنه... اصلا هر کاری میتونی انجام بده تا هیچ مسئولیتی به عهدت نباشه و هیچ سوال و جوابیم در نهایت... اگه تونستی, آزادی برای انجام هر کاری که نفست داره میگه اما اگه نتونستی بدون یه ضرب المثلی هست که: هر وقت ماهی رو از آب بگیری میمیره ( البته این شوخی یکی از دوستامه) منظورش اینه که هر وقت ماهی رو از آب بگیری تازه ست, یعنی من میتونم از این به بعد با توجه به اون مسئولیته درست نمازمو بخونم تا بتونم به واسطه این نماز, نفسمو بزنمش کنارو مرتکب گناه و کار اشتباه نشم...

 به نظرم اگه همین ابتدای امر به چرایی نماز خوندنم قاطعانه پی ببرم حتما میتونه واسه من نتیجه بخش باشه...

چرا من نماز میخونم, چرا گاهی اوقات دوس ندارم نماز بخونم؟

واقعا چرا...؟؟؟