ضرورت علم آموزی و هدف از آن
موانع دستیابی به علم حقیقی
ذهن آدمی، گاه در اثر جینش نادرست مقدمات یا کوتاهی در انتخاب مواد یقین آور برای استدلال، دچار خطا می شود و به نتیجه ای نادرست دست می یابد. برای پرهیز از هر گونه لغزش ها باید علم منطق وانواع مغالطات را به درستی آموخت و به درستی به کار گرفت. ولی گاه انسان در اثر مشکلات اخلاقی و آلودگی های نفسانی از درک درست حقایق ناتوان می گردد و سراب را آب می پندارد. در این بخش می خواهیم با تکیه بر قرآن و سخنان اولیای دین، با برخی از مهمترین لغزشگاه های اخلاقی علم آموزی و خردورزی آشنا شویم.
ـ پیروی از حدس و گمان
چون دستیابی به یقین و تشخیص واقعیت در همه امور روزمره زندگی، کاری دشوار یا غیر ممکن است، بیشتر آدمیان، با توجه به غریزه راحت طلبی، اساس زندگی خود را بر گمان بنا می کنند و با تکیه بر آن، به زندگی خویش ادامه می دهند. یکی از لغزشگاه های فهم و اندیشه درست آن است که انسان این عادت بد را به ساحت تفکر عقلانی و علمی نیز سرایت دهد و به جای پیروی از یقین، به گمان و حدس بسنده کند. این امر، بویژه در مسائل اساسی و زیر بنایی اندیشه بشر، مانند اعتقادات دینی، زیان هایی جبران ناپذیر به بار می آورد؛ از این رو، قرآن کریم به شدت با آن مخالفت ورزیده و مخاطبان خود را از پیروی از حدس و گمان بر حذر داشته است؛ چنان که در پاسخ به مشرکانی که بر اساس پندارهای واهی، شرک و دوگانه پرستی خود را به خواست و مشیت خداوند نسبت می دهند، می فرماید:
" بگو، آیا نزد شما دانشی هست که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما جز از گمان پیروی نمی کنید و جز دروغ نمی گویید." (انعام آیه 148)
" وچیزی را که بدان علم نداری، دنبال مکن؛ زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد." (اسراء آیه36)
ـ تقلید کور کورانه
متاسفانه بسیاری از مردمان، افزون بر مسائل فرعی و جزئی زندگی، مانند پوشش و وضعیت ظاهری خود، در اندیشه و نوع نگاه به مسائل کلی و حیاتی نیز از دیگران تقلید میکنند. در واقع ریشه تقلید در مسائل جزئی و فرعی، و منشا مدپرستی و مدگرائی، خود باختگی و تقلید در اندیشه و مسائل کلی است:
چون مقلد بود عقل اندر اصول دان مقلد در فروعش ای فضول
به هر روی، یکی دیگر از موانع تحصیل علم واقعی و داشتن اندیشه درست، سپردن مهار تفکر به دست دیگران است. یعنی انسان به جای آنکه آزادانه و محققانه بیندیشد، مهار تفکر خود را به دست دیگران بسپارد و خارج از چارچوب اندیشه های وارداتی از سوی دیگران نیندیشد. ویژگی بسیاری از مردم این است که باورهای عمومی و اجتماعی را به سادگی و بدون تفکر می پذیرند.
به تعبیر مولوی:
که به ظن تقلید و استدلالشان قایمست و جمله پر و بالشان
قرآن کریم، در برابر کسانیکه پیروی کورکورانه از نیاکان را مبنای عمل خود قرار داده اند، میفرماید:
" و چون به آنان گفته شود:« از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید »، می گویند: « نه، بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم ». آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی کرده و به راه صواب نمی رفته اند،(باز هم در خور پیروی است)" .(بقره آیه 170)
زشتی و زنندگی تقلید تنها در تقلید از پیشینیان خلاصه نمی شود؛ بلکه هر گونه دنباله روی کورکورانه، از جمله از بزرگان و شخصیتهای مشهور جامعه را نیز در بر میگیرد. اسلام یکایک انسان ها را دارای شخصیت مستقل دانسته، « فرد » را « مسئول » میشناسد و تقلید کورکورانه از بزرگان جامعه را عامل گمراهی عده ای میشمارد:
"پروردگارا ! ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند." (احزاب آیه 67 )
ـ شتاب زدگی
انسان، گاه در داوری های علمی خود شتاب می کند؛ و به صرف فراهم آمدن اطلاعاتی اندک درباره یک موضوع، به نتیجه گیری می پردازد و چنان می پندارد که به همه جوانب مسئله احاطه کامل داشته و هیچ نکته ای در پس پرده ابهام باقی نمانده است. این گونه اظهار نظرهای شتاب زده، یکی دیگر از لغزشگاه های اخلاقی اندیشه است.
قرآن کریم در تقبیح شتاب زدگی می فرماید:
" و انسان (بر اثر شتاب زدگی)، بدی ها را طلب می کند آنگونه که نیکی ها را طلب میکند؛ و انسان، همیشه عجول بوده است." (اسراء آیه 11 )
روایات بسیاری نیز در تقبیح شتابزدگی در امور وارد شده است. امیر المؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید:
"از شتاب زدگی بپرهیز؛ زیرا شتاب زدگی د رکارها موجب میشود که انسان به هدف نرسد و کارش ستوده نباشد."
ـ تمایلات نفسانی
هدف از تحصیل علم اینست که به میزان توان، به حقیقت نایل شویم؛ اما دیدگان اندیشه زمانی می توانند به جمال حقیقت روشن شوند که گرد و غبار گرایش های نفسانی بر چهره آن ننشسته باشد و از اسارت و بردگی وهم و خیال رهیده باشد:
حقیقت سرایی است آراسته هوا و هوس گرد برخواسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد نبیند نظر گر چه بیناست مرد
حب و بغض ها و جهت گیری های تعصب آمیز، مسیر تعلیم و تفکر را منحرف کرده و انسان را از کشف حقیقت و درک درستی یا نادرستی امور باز می دارد.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرمایند:
"هر کس عاشق چیزی میشود، دیدگانش را کور گردانیده و قلبش را رنجور. پس با چشم بیمار می نگرد و با گوشی که از شنیدن حقیقت ناشنواست، می شنود. خواهش های نفسانی پرده های عقلش را دریده و دوستی دنیا دلش را میرانده است."(نهج البلا غه،خطبه 109 )
و در حدیثی دیگر، طمع را موجب نا کارآمدی اندیشه دانسته و می فرماید:
" آنجا که برق شمشیر طمع در فضای اندیشه بلند می شود، بیشترین جایی است که عقل به زمین در می غلتد." (نهج البلاغه حکمت219 )
صاف خواهی چشم و عقل و سمع را بر دران تو پرده های طمع را
هر که را باشد طمع الکن شود با طمع کی چشم و دل روشن شود
عجب و خود بزرگ بینی نیز یکی دیگر از رذایل اخلاقی است که ثمره ای جز سستی و ضعف عقل و گمراهی علمی انسان را در پی ندارد: « عجب و خود بزرگ بینی نشانه ضعف و سستی عقل است » (بحارالانوار،ج 1،حدیث 51 )
« کسی که رای و نظر خود را بزرگ پنداشت، گمراه شد» (بحارالانوار، ج 1، حدیث 50)
ادامه دارد...